اولین کلاه تابستونی
سلام به دختر ماه خودم این هفته هواخیلی گرم شده...بااینکه بهار هست ولی هوا یکم تابستونی شده البته واسه تو خوب شده که هر روز با کالسکه می بریمت بیرون...مامانی دو تا کلاه تابستونی جدید هم واست خریدم که خیلی بهت میاد...ماه هستی،ماه تر میشی ...
نویسنده :
مامان مریم
13:47
روز مادر مبارک
دختر دار شدم من! دختر که داشته باشی انگار خودت را با دست خودت پرورش میدهی... انگار مادری را از کودکی تجربه میکنی... دختر است ، از کودکی آفریده شده برای مادری ،آن هنگام که عاشقانه موهای عروسکش را شانه میزند و قربان صدقه های مادرانه اش را نثار عروسکش میکند،لالایی برایش میخواند و به رویش میخندد... دختر است ،آفریده شده تا از کودکی از عزیزانش مراقبت کند،آن هنگام که خسته از مشغله های روزانه کنارت می نشیند و دستهایت را با دستهای کوچکش نوازش میکند... وقتی حتی نه پدر و نه همسر دردت را نمی فهمند ،به چشمهایت خیره میشود و می گوید :مامان چرا خوشحال نیستی ؟! دختر که داشته باشی باید غمت را پنهان کنی،بغضت را فرو بری و بخندی،راحت با غمت می شکند...ا...
نویسنده :
مامان مریم
13:57
آینای 5 ماهه
5ماه مثل برق که دروغه ولی یه چیزی مثل برق گذشت این ماهای آینا جزء بهترین ماهاست. عاشق پنکه سقفی و آویز اتاق خاله مطهره ست تو اوج گریه هم که باشه اینارو میبینه آروم میشه...یاد گرفته برمیگرده...البته تقریبا دوهفته ست یادگرفته ولی الان سریعتر شده . صبح ها که زود بیذار میشه وکلی غر میزنه وبازی میکنه که منم بلندشم...حتی جمعه ها که تنها تعطیلی من و باباش هست دیگه راست راستکی مامان شدم خدایا شکرتتتتتتتتتتت ایشاالله هرکی آرزوی نی نی داره زود زود بهش برسه حالا از سختیاش بگم که همچنان خواب شب ندارم البته تعداد دفعات بیدار شدنم خیلی کمتر شده ولی بازم همون یه بارش هم سخته و خیلی سخته. این قدر انرژیم و وقتم رو میگیره که دیگه نمیر...
نویسنده :
مامان مریم
13:49
آینا فوتبالی
آینا....بغل بابا داودش...در...حال...فوتبال...نگاه...کردن...خونه ی...مادرجونی ...
نویسنده :
مامان مریم
14:0
آینای عینکی
امروز من و خاله مطهره و دایی مقداد و بابا داودت؛یه شیطونی کردیم و واست عینک زدیم...شبیه خانم مهندس ها شدی قلبونت بلم ...دست بابا داود هست که توی عکس معلومه...قبلا هم گقتم اصل عکس هارو میذارم...بدون اینکه درستشون کنم...اینجوری جذابتره...اینجا شما تازه 4 ماه رو تموم کردی ...
نویسنده :
مامان مریم
14:02
13 بدر 1394
سلام به دختر ناز و قشنگم امسال 13 بدر عالی بود بخاطر وجود تو نازنینم...هرچند بابایی شما حالش بد بود و کلا خونه موند ولی این دلیل نمیشد که ما به خودمون بد بگذرونیم..ایشاالله سال بعد بابا هم باهامون باشه و سه تایی عکس بندازیم یکم هم هوا سرد بود واسه همین کلاه سرت گذاشتیم این هم ازعکس های ملوس دخترم که زینب جون دخترعمه ی من زحمت کشید و از شما انداخت...ایشاالله واسه نی نی ش جبران کنیم ...
نویسنده :
مامان مریم
22:30





