آینا جونمآینا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه سن داره
بابا داود منبابا داود من، تا این لحظه: 42 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره
مامان مریم منمامان مریم من، تا این لحظه: 39 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
آشنایی من و عشقمآشنایی من و عشقم، تا این لحظه: 20 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

خاطرات آینا گلی

پدر بزرگ های مهربون

1393/12/5 16:48
نویسنده : مامان مریم
204 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دختر نازو قشنگم...من خوب خوبم

مگه میشه تو باشی و حالم خوب نباشه

شما تقریبا ده روزت بود که رفتیم خونه ی بابایی(بابای خودم)و تقریبا یک ماهت بود که رفتیم خونه ی بابابزرگ حمید(بابای بابا داود)

خونه ی بابای من اولین نوه هستی و بابایی خیلی دوست داره...هر روز باید شمارو ببینه و اگه یه روز نبینه دلتنگت میشه

 

در خانواده ی نظری(بابا داودت اینکه )هفتمین نوه ی خانواده هستی ولی خیلی دوستت دارن...  انگار اولین نوه شون هستیخوش بحالت که دو تا پدر بزرگ مهربون داری

 

)بابای خودم

بابای بابا داود

 

 

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)